اگر انسان را
از زاویۀ بعد روحی بنگریم، سعید بالفطره است، «روحالله» است، «خلیفةالله» است، «اشرف
مخلوقات» است، بهاندازهای مقامش بالاست که خداوند خطاب بهفرشتگان میفرماید: وقتی
روحم را در او دمیدم همۀ شما به او سجده کنید. اما چنانچه از زاویۀ بعد جسمی به
انسان نگاه شود، شقیّ بالفطره است، مثل گرگ و پلنگ، درندگی و مثل مار و عقرب،
گزندگی دارد. قرآن کریم در داستان حضرت یوسف«علیهالسّلام»، جملهای
راجع به نفس انسان دارد. میفرماید: نفس انسان، «الامارَةٌ بالسّوءِ» است و بهبدی
فرمان میدهد، مگر اینکه پروردگار متعال به او رحم کند. یعنی انسان از حیث بُعد
حیوانی و مادی، شقیّ بالفطره است.پس انسان خلق شده و بهدنیا آمده است تا با
اختیار، یکی از دو راه را انتخاب کند؛ طبیعت را بر فطرت مقدم بدارد یا فطرت را مقدم
بر طبیعت کند. اگر
بتواند فطرت را بر طبیعت مقدم دارد، طبیعت را وسیله و براق برای فطرت میکند و بر
آن سوار شده، حرکت میکند تا برسد به جایی که به جز خدا نداند و به جز خدا نبیند.
ادامه...