جستجو :
اَللّهُمَّ كُنْ لِوَلِيِّكَ الْحُجَّةِ بْنِ الْحَسَن صَلَواتُكَ عَلَيْهِ وَ عَلى آبائِهِ في هذِهِ السّاعَةِ وَ في كُلِّ ساعَةٍ وَلِيّاً وَ حافِظاً وَ قائِداً وَ ناصِراً وَ دَليلاً وَ عَيْناً حَتّى تُسْكِنَهُ أَرْضَكَ طَوْعاً وَ تُمَتِّعَهُ فيها طَويلاً
امروز: ۱۳۹۹ سه شنبه ۱۱ آذر

 
  • درس اخلاق؛ فضیلت‌های فراموش شده، جلسۀ اوّل؛ دین‌داری
  • پيام در پی درگذشت مرحوم حجةالاسلام و المسلمین آقای دکتر جواد اژه‌ای«رحمة‌الله‌علیه» - 25/8/1399
  • انتشار بیانات در آستانۀ ولادت با سعادت پیامبر اکرم«صلّی‌الله‌علیه و آله»
  • انتشار بیانات در آستانۀ سالروز ولادت پربرکت امام صادق«سلام‌الله‌علیه»
  • بازنشر درس اخلاق؛ نقش حضرت زينب«سلام‌الله‌علیها» در احیای تشیّع - جلسۀ دوم
  • تماس تلفنی معاون اوّل رئیس جمهوری، آقای دکتر جهانگیری1399/7/12
  • بازنشر درس اخلاق؛ نقش حضرت زينب«سلام‌الله‌علیها» در احیای تشیّع - جلسۀ اول
  • اطلاعیّۀ شروع درس خـارج‌فقـه - 29/6/1399
  • پیام به مناسبت رحلت حضرت آیت‌الله آقای حاج شیخ یوسف صانعی«رضوان‌الله‌تعالی‌علیه» - 22/6/1399

  • -->





    درس اخلاق؛ عوامل سقوط انسان، عامل یازدهم: شیطان، جلسۀ اوّل

    بِسْمِ‏ اللَّهِ الرَّحْمنِ الرَّحيم‏

    «رَبِّ اشْرَحْ لي صَدْري‏ وَ يَسِّرْ لي أَمْري وَ احْلُلْ عُقْدَةً مِنْ لِساني يَفْقَهُوا قَوْلي‏»

     

    بحث جلسات اخلاق دربارۀ عواملی بود که موجب سقوط انسان می­شود. بحث این جلسه دربارۀ «شیطان» به‌عنوان یکی از عوامل سقوط انسان است.

    درس اخلاق؛ عوامل سقوط انسان، عامل یازدهم: شیطان، جلسۀ اوّل قرآن شریف روی این عامل سقوط خیلی پافشاری دارد. اولاً قرآن در چندین آیه به انسان‌ها می‌فهماند که شیطان دشمن سرسخت آنهاست، مثلاً می‌فرماید: «وَ لا يَصُدَّنَّكُمُ الشَّيْطانُ إِنَّهُ لَكُمْ‏ عَدُوٌّ مُبين»‏[1].

    همچنین می­فهماند که شیطان از هر راهی بتواند انسان را به سقوط می­کشاند: «فَبِما أَغْوَيْتَني‏ لَأَقْعُدَنَّ لَهُمْ صِراطَكَ الْمُسْتَقيمَ ، ثُمَّ لَآتِيَنَّهُمْ مِنْ بَيْنِ أَيْديهِمْ وَ مِنْ خَلْفِهِمْ وَ عَنْ أَيْمانِهِمْ وَ عَنْ شَمائِلِهِمْ وَ لا تَجِدُ أَكْثَرَهُمْ شاكِرينَ»[2].

    شیطان قسم خورده و به خداوند متعال تشر زده و گفته است برای اینکه به واسطۀ بنی آدم گمراه شدم، پس آنها را گمراه می­کنم و از اطراف می­آیم، یعنی از طرف جلو، از طرف عقب، از طرف راست و از طرف چپ می‌آیم. بعد از آن هم می‌گوید: کمتر کسی پیدا می­شود که رستگار بشود و کم پیدا می‌شود که متابعت از من نکند.

    امام باقر«سلام‌الله‌علیه» دربارۀ آیۀ شریفه می­فرمایند: مراد شیطان اینست که از طرف جلو می­آید و آخرت را به غفلت می‌اندازد و دیگر مردم تا دم مرگ غافل از آخرت می­شوند. از پشت سر می­­آید و دنیا را در چشم مردم جلوه می­دهد و مردم دنیاپرست می­شوند و همّ و غمشان دنیا می­شود. از طرف چپ می­آید، یعنی از راه گناه می‌آید؛ مانند گناه چشم، گناه گوش، گناه زبان و بالاخره از راه گناه مردم را به سقوط می­کشاند. از طرف راست می­آید یعنی از راه عبادت، آنها را به سقوط می‌کشاند.[3]

    مثلاً عبادت‌های خرافی را تحمیل می‌کند و جلوه می‌دهد و واجبات را کم جلوه می­دهد و به جای واجبات، مردم مشغول مستحبات می­شوند. ریاکاری و تظاهر در میان مردم زیاد می­شود و بالاخره از راه عبادت انسان را جهنمی می­کند. این گفتۀ شیطان با خداوند است و خداوند متعال هم این گفتۀ شیطان را برای انسان‌ها در قرآن نقل می­کند که مواظب شیطان باشید. شیطان هرکس را به طریقی منحرف می‌کند و به سقوط می‌کشاند، آدم فهمیده­، آدم عالم و دانا و بالاخره هرکسی را از راهی منحرف می­کند و یک راه هم ندارد.

    در روایت آمده است که حضرت موسی«سلام‌الله‌علیه»، شیطان را با یک کلاه رنگارنگ دید و به او گفت: که این کلاه رنگارنگ چیست؟ شیطان گفت: این کلاه رنگارنگ علامت اینست که مردم را از راه‌های مختلف منحرف می­کنم. همه را از یک راه منحرف نمی‌کنم، بلکه هرکسی را از راهی منحرف می‌کنم.[4]

    نظیر این روایت را یکی از بزرگان می‌فرمود: خواب شیطان را دیدم که طناب‌های رنگارنگی روی دوش اوست و یک زنجیری هم روی دوش اوست. گفتم: این طناب‌ها برای چیست؟ شیطان گفت: برای افسار کردن مردم و به جهنم کشاندن آنهاست. گفتم: چرا رنگارنگ است؟ گفت: هرکسی را از راهی منحرف می‌کنم. گفتم: این زنجیر چیست؟ شیطان گفت: یکی از علمای بزرگ را امشب رفتم منحرف کنم و سه مرتبه زنجیر کردم اما هر سه مرتبه، زنجیر را پاره کرد. و بالاخره خواب درست باشد یا نه، اما روایت حضرت موسی«سلام‌الله‌علیه» درست است.

    نکته‌ای که باید به آن توجه داشته باشیم، اینست که شیطان نمی­تواند شیعۀ واقعی و انسان متقی را ببرد. انسان در وقتی که زیر پرچم شیطان برود، شیطان او را بازی می­دهد و از هر راهی که بتواند او را منحرف می­کند. اما اگر انسان به راستی یک مؤمن و یک متقی باشد، شیطان روی او کاربردی ندارد.

    قرآن کریم  می­فرماید: «إِنَّهُ لَيْسَ لَهُ سُلْطانٌ عَلَى الَّذينَ آمَنُوا وَ عَلى‏ رَبِّهِمْ يَتَوَكَّلُونَ ، إِنَّما سُلْطانُهُ عَلَى الَّذينَ يَتَوَلَّوْنَه‏»[5].

    این آیۀ شریفه هفت هشت تأکید دارد. آیۀ شریفه با تأکید فراوان می­فرماید: شیطان با این همه زرنگی و با این همه علم و بدجنسی­اش نمی­تواند انسان را منحرف کند، به شرط آنکه انسان زیر پرچم خداوند باشد. شیطان چه وقت می­تواند انسان را منحرف کند؟ وقتی که زیر پرچم شیطان برود و حرف او را بشنود. لذا توجه به این مطلب که قرآن در آیات فراوانی می­فرماید: خودت را به خدا بسپار، امری ضروری است. البته در لفظ و صرف خواندن آیۀ شریفۀ «وَ مَنْ يَتَوَكَّلْ عَلَى اللَّهِ فَهُوَ حَسْبُه‏»[6] نتیجه‌ای ندارد، بلکه باید با اعتقاد و با عمل باشد. به چنین کسی یک مؤمن واقعی و یک شیعۀ واقعی می‌گویند.

    بارها شیعۀ واقعی و مؤمن واقعی را معنا کرده‌ام، کسی است که عقیدۀ محکم، شعار گویا و عمل بر طبق آن عقیده، صددرصد داشته باشد، اگر انسان شیعۀ واقعی شد، آنگاه شیطان روی او کاربردی ندارد. شیطان قسم خورده است که همه را گمراه می­کند بجز مخلَصین. این هم یک تشری به خداوند است، که قرآن کریم  نقل می­کند که شیطان بدجنس، پررو و بی حیا در مقابل خداوند متعال، به خدا تشر زده است. یکی از جاهایی که شیطان به خداوند تشر می‌زند، این آیۀ شریفه است: «فَبِعِزَّتِكَ لَأُغْوِيَنَّهُمْ أَجْمَعينَ، إِلاَّ عِبادَكَ مِنْهُمُ الْمُخْلَصينَ»[7]؛ شیطان به خداوند می‌گوید: به عزت و جلالت، همه را گمراه می­کنم جز مخلصین را. مراد از مخلَص، آن کسی است که به راستی صددرصد زیر پرچم خداوند باشد. بعضی از بزرگان گفته‌اند: مخلص یعنی معصومین. اما با این آیه­ای که الان خواندم ظاهراً این نیست. معنای مخلَص در اینجا اینست که هرکه زیر پرچم خدا باشد، شیطان حق ندارد در آنجا برود. قرآن کریم می‌فرماید: «إِنَّهُ لَيْسَ لَهُ سُلْطانٌ عَلَى الَّذينَ آمَنُوا وَ عَلى‏ رَبِّهِمْ يَتَوَكَّلُونَ»[8]؛ یعنی خداوند مخلص را برای خودش قبول کرده است و چون برای خودش قبول کرده است، دیگر شیطان حق تعرّض به شخص مخلَص را ندارد.

    انسان اگر بخواهد از شرّ شیطان محفوظ بماند، باید به زیر پرچم خدا برود. چه کسی می‌تواند زیر پرچم خدا برود؟ آن کسی که مؤمن واقعی بشود. خداوند در چندین جا در قرآن شریف می­فرماید: اگر مؤمن واقعی شدید، به من حق پیدا می­کنید و من کمکتان می‌کنم، در بن بست‌ها به فریادتان می‌رسم. یکی از جاهایی که خدا به فریاد انسان می­رسد و به او کمک می­کند، آنجایی است که زیر پرچم خداوند باشد و دیگر شیطان نمی­تواند متعرّض او بشود و نمی­تواند به او کاربرد داشته باشد. به عبارت قرآن، شیطان دیگر نمی­تواند زیر پرچم خدا برود و یک مصونیّتی برای مؤمن پیدا می­شود. می‌فرماید:

    «وَ كانَ حَقًّا عَلَيْنا نَصْرُ الْمُؤْمِنينَ»[9]

    «وَ كَذلِكَ نُنْجِي الْمُؤْمِنين»[10]

    حتماً اگر مؤمن شدید خداوند به شما کمک می­کند. یقیناً اگر مؤمن شدید در بن بست‌ها خداوند به فریادتان می­رسد. آنجا که شیطان می­خواهد بیاید و متعرّض انسان بشود، پروردگار عالم جلوی شیطان را می­گیرد و انسان را از فریب شیطان متنبّه می­کند. بالاخره اگر انسان مرید و بندۀ خدا باشد و خداوند او را قبول کند و اگر انسان مخلَص باشد و زیر پرچم خداوند باشد، شیطان با این همه تشرها به خدا و با این همه زرنگی­، با این همه علم انحرافی­اش، نمی­تواند متعرّض انسان بشود.

    اگر انسان بخواهد که شیطان متعرّض او نشود، باید یک شیعۀ واقعی باشد. شیعۀ واقعی یعنی اعتقادات او حسابی محکم باشد. آن چهل مسئلۀ اعتقادی مربوط به شیعه، در دلش رسوخ کرده باشد، شعارش گویا و عملش بر طبق آن عقیده باشد. هنگامی که اطاعت از خدا صددرصد بشود، انسان زیر پرچم خدا می‌رود و وقتی زیر پرچم خدا باشد، به تعبیر قرآن کریم: «إِنَّهُ لَيْسَ لَهُ سُلْطانٌ عَلَى الَّذينَ آمَنُوا وَ عَلى‏ رَبِّهِمْ يَتَوَكَّلُونَ». شیطان متعرّض چه کسی می­شود؟ قرآن کریم می­فرماید: «إِنَّما سُلْطانُهُ عَلَى الَّذينَ يَتَوَلَّوْنَه».

    یعنی آن کسی که زیر پرچم شیطان برود و متابعت از شیطان بکند. به جای متابعت از خداوند، متابعت از شیطان را برگزیند، آن وقت است که شیطان می‌تواند او را منحرف بکند. و اگر العیاذبالله کسی در محل تعرّض شیطان واقع شد، خطر سقوط او خیلی بالاست.

    قرآن کریم می‌فرماید: یکی از کارهای شیطان اینست که اعمال بد انسان را به‌صورت اعمال خوب جلوه می­دهد: «وَ زَيَّنَ لَهُمُ الشَّيْطانُ أَعْمالَهُمْ»[11]. حتی در آیۀ دیگر می­فرماید: «زُيِّنَ لَهُمْ سُوءُ أَعْمالِهِمْ»[12] و در یک آیۀ دیگر می­فرماید: «وَ كَذلِكَ زَيَّنَ لِكَثيرٍ مِنَ الْمُشْرِكينَ قَتْلَ أَوْلادِهِمْ شُرَكاؤُهُمْ»[13].

    گاهی انسان به آنجا می­رسد که آدم کشی می­کند و بچه­اش را زیر خاک می­کند و تخیّل می­کند کار خوبی کرده است. اگر العیاذبالله شیطان مسلط بر انسان بشود، کار خوب انجام نمی­دهد و کار بد انجام می­دهد و بلکه تخیّل می­کند که کارش خوب است، به این عمل جهل مرکّب می­گویند. قرآن در آیه­ای می­فرماید: ورشکسته‌ترین افراد کسانی هستند که جاهل باشند، آن هم به جهل مرکب. می‌فرماید: می­خواهید نشان بدهم که ورشکسته‌ترین افراد چه کسی است: «الَّذينَ ضَلَّ سَعْيُهُمْ فِي الْحَياةِ الدُّنْيا وَ هُمْ يَحْسَبُونَ أَنَّهُمْ يُحْسِنُونَ صُنْعاً»[14]؛ یعنی ورشکسته‌ترین افراد آن کسانی هستند که کار بد می‌کنند اما خیال می­کنند که کار خوبی کرده­اند. از این مطالب به راحتی نگذرید و به آن توجه داشته باشید.

    امام صادق«سلام‌الله‌علیه» می­فرمایند: تعریف کسی را نزد من می­کردند و من می­خواستم آن شخص را ببینم. یک وقتی در راه او را دیدم و او از دست من فرار کرد و من دنبالش رفتم. دیدم که از مغازه­ای دزدی کرد. دو عدد نان و دو عدد انار دزدید و در خرابه‌ای رفت و به چهار فقیر صدقه داد. جلوی او را گرفتم و گفتم: این کار چه بود که کردی؟ گفت: مگر قرآن نخوانده‌ای؟! قرآن می­فرماید: هرکسی که کار خوبی انجام بدهد، ده برابر به او پاداش می­دهیم، اما اگر کار بد بکند یک کیفر دارد.[15] گفتم: خوانده‌ام، ولی چه ربطی به کار تو دارد؟ گفت: چهار تا دزدی کردم، دو عدد نان و دو عدد انار، و چهار کیفر و سیئه در نامۀ اعمالم نوشته شد و این اموال را صدقه دادم، یعنی چهل برابر سود و حسنه بردم. چهار گناه را اگر از چهل حسنه کسر کنیم، سی و شش حسنه باقی می‌ماند. امام صادق«سلام‌الله‌علیه» می‌فرمایند: تو اصلاً ثواب نبردی، بلکه مرتکب هشت گناه شدی. قرآن کریم می‌فرماید: «إِنَّما يَتَقَبَّلُ اللَّهُ مِنَ الْمُتَّقينَ»[16]؛ یعنی قبول عمل متوقف بر تقوا و تحصيل رضایت خداست.‏ پس چهار گناه به‌خاطر آنکه در مال مردم تصرف کردی و چهار گناه دیگر به‌خاطر آنکه بدون اجازۀ مردم به فقرا از مالشان صدقه دادی. در واقع ثواب نکردی، بلکه هشت گناه و سیئه در نامۀ اعمالت ثبت شد.[17]

    شیطان با القای این‌گونه توجیه‌ها و با جلوه دادن گناه به صورت حسنه، انسان را به سقوط می‌کشاند.

    این بحث ناقص است و ادامۀ آن در جلسۀ آینده بیان خواهد شد.



    [1]. زخرف، 62: «و مبادا شيطان شما را از راه به در بَرد، زيرا او براى شما دشمنى آشكار است.»

    [2]. اعراف، 16 و 17: «پس به سبب آنكه مرا به بيراهه افكندى، من هم براى [فريفتن‏] آنان حتماً بر سر راه راست تو خواهم نشست. آنگاه از پيش رو و از پشت سرشان و از طرف راست و از طرف چپشان بر آنها مى‏تازم، و بيشترشان را شكرگزار نخواهى يافت.»

    [3]. تفسير القمي، ج 1، ص 224.

    [4]. الكافي، ج ‏2، ص 314.

    [5]. نحل، 99 و 100: «چرا كه او را بر كسانى كه ايمان آورده‏اند، و بر پروردگارشان توكل مى‏كنند، تسلطى نيست. تسلط او فقط بر كسانى است كه وى را به سرپرستى برمى‏گيرند.»

    [6]. طلاق، 3: «و هر كس بر خدا اعتماد كند او براى وى بس است‏.»

    [7]. ص، 82 و 83: «پس به عزّت تو سوگند كه همگى را جدّاً از راه به در مى‏برم، مگر آن بندگان پاكدل تو را.»

    [8]. نحل، 99: «چرا كه او را بر كسانى كه ايمان آورده‏اند، و بر پروردگارشان توكل مى‏كنند، تسلطى نيست.»

    [9]. روم، 47: «و يارى‏كردن مؤمنان بر ما فرض است.»

    [10]. انبیاء، 88: «و مؤمنان را [نيز] چنين نجات مى‏دهيم.»

    [11]. نمل، 24: «و شيطان اعمالشان را برايشان آراسته بود.»

    [12]. توبه، 37: «زشتىِ اعمالشان برايشان آراسته شده است‏.»

    [13]. انعام، 137: «و اين گونه براى بسيارى از مشركان، بتانشان كشتن فرزندانشان را آراستند.»

    [14]. کهف، 104: «[آنان‏] كسانى‏اند كه كوشش‏شان در زندگى دنيا به هدر رفته و خود مى‏پندارند كه كار خوب انجام مى‏دهند.»

    [15]. انعام، 160.

    [16]. مائده، 27: «خدا فقط از تقواپيشگان مى‏پذيرد.»

    [17]. الإحتجاج، ج 2، ص 369.

    آرشيوچاپ
    احکام
    اخلاق
    اعتقادات
    اسرار حج
    مناسک حج
    صوت
    فيلم
    عکس

    هر گونه استفاده از مطالب این سایت با ذکر منبع بلامانع می باشد.
    دفتر مرجع عاليقدر حضرت آية الله العظمى مظاهری «مدّظلّه‌العالی»
    آدرس دفتر اصفهان: خيابان عبد الرزاق – کوی شهيد بنی لوحی - کد پستی : 99581 - 81486
    تلفن : 34494691 -031          نمابر: 34494695 -031
    آدرس دفتر قم :خیابان شهدا(صفائیه)- کوی ممتاز- کوچۀ شماره 1(لسانی)- انتهای بن‌بست- پلاک 41
    تلفن 37743595-025 کدپستی 3715617365